دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
454
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
دستاورد سابق را بزدايد ، ولى چيزى بهجاى آن نگذاشته است ( تفسيرى بجا و مناسب از رابطه بين دوره پيشين و پسين ) . فقط كاشيكارى آنها افول و عدولى چشمگير از معيارهاى دهه 1620 م . است كه خود آنها هم چندان طراز اول نبود . در اينجا از موزائيكهاى نقش گياهى و تركيببنديهاى مقرنس اصلا خبرى نيست و چون كاشيهاى درشت غيرعملى بودند ، نماكارى شطرنجى جاى آنرا گرفته است . طرحهاى هندسى خشن و براستى ابتدائى بارها تكرار شده و با رنگ زرد ناخوشايند كه بر كل طرح رنگاميزى غلبه كرده ، بهبود نيافته است . باوجوداين ادعا شده كه اين مدرسه صرفنظر از مدرسه غياثيه خرجرد ( عكس 28 ) زيباترين عمارت از اين نوع در ايران است . اين دو عمارت بزرگتر در شمال بازار بهم مىپيوندند . اينها مشتمل بر يك تالار وسيع حدود 220 متر طول است كه به لحاظ قرينه دو طاقگان مضاعف در طرفين آن قرار گرفته است . هشتاد متر از طول اوليه آن اختصاص به مغازهها و سپس دكههاى توخالى يافته است . تقسيم بين دو نوع تورفتگى با مساحت شرقى مدرسه همساز است . تورفتگيهاى عميقتر در جانب مدرسه اين واقعيت را مىپوشاند كه اين مدرسه و كاروانسرا در انتهاى شمالىشان با يكديگر هماهنگ نيستند ؛ و آنها رهگذر اصلى بازار را در خط مستقيم الى النهايه تأمين مىكنند . ديوارهاى پشتى تورفتگى جنوبى با ديوارهاى مدرسه و كاروانسرا وابسته است و لذا ديوار پشتى دو عمارت را حفظ كرده است . از اينكه بين اين دو عمارت بزرگ در محور شرقى - غربى تداومى موجود نيست ، چيز تازهاى است ، چنان كه معبر تنگى ، طول آنها را از يكديگر جدا ساخته است . كار آنها هم اين بوده كه مدرسه را از سروصداى كاروانسرا مصون بدارد . عايدات بازار و كاروانسرا براى حفاظت و نگهدارى مدرسه هزينه مىشد و اندازه مدرسه هم حاكى از فضاى دو عمارت ديگر است . نكته جالب نظر وجود اصطبلهاى بزرگ مستطيلشكل است كه امروزه از بين رفته و در سمت شرقى به موازات طول كاروانسرا كشيده شده بود . همچنين نكته عجيب اينكه ايوانها در محور ورودى جايگزين شدهاند درحاليكه در جوانب شرقى و غربى دهانه گشادى قرار گرفته كه دو طبقه را در شمول خود ندارد . ليكن اندازه مدرسه و بازار حجيم است و طرحافكنى آن طبق آخرين جزئيات ، دقيق و منطقى مىنمايد . آراستگى مطمئن اين عمارات سترگ ميراثى است كه به معماران دوره زند و قاجار منتقلشده و همين نكته نمايانگر توان عظيم معمارى ايران در ادوار مابعد صفوى است . ميراث ديوارنگارى دوره صفوى به لحاظ غنا و پرمايگى با كل آثار ادوار پيشين پهلو مىزند . بيشتر اين ميراث از تزيينات كاخهاى صفوى است ولى چرخه مهمى از صحنههاى بىتاريخ نبردها